«مهدی» رضایت شهادتش را در کربلا گرفت

 در روایت از رسول خدا(ص) آمده است که فرزند صالح گلی از گل‌های بهشت است. شما برای داشتن این گل چه تربیتی انجام دادید؟

مادر شهید نوروزی: به فرزندانم آموختم که هر لقمه‌ای را نخورند، هرجایی نروند و حلال و حرام برایشان اهمیت داشته باشد. برای من بسیار مهم بود که فرزندانم اهل تقوا و نماز باشند.

من به طور معمول به مهدی تذکر نمی‌دادم، خودش راهش را می‌شناخت. به گونه‌ای که هنگامی که کوچک بود در مسجد چهارمین شهید محراب الهیه که آن زمان به تازگی بنا شده بود مکبر بود و بسیار به انجام این کار مشتاق بود.

خواهر شهید نوروزی: همانگونه که مادرم برای پنج فرزند خود شهادت می‌خواست من نیز برای دو فرزند خود از خداوند شهادت را آرزو می‌کنم و نذر کرده‌‌ام که اگر عمری باشد خودم پسرم را زمانی‌که شهید شد کفن و دفن کنم و همین‌طور دخترم را زیرا که ما همه عاشق شهادت هستیم و این هم به خاطر شیر پاکی است که مادر به ما داده است. بنابراین هر کس بخواهد مهدی را بشناسد اول باید پدر و مادر مهدی را بشناسد.

در زمان شهادت این شهید متوجه شدیم که همسرشان، شهادت مهدی را افتخاری برای همگان می‌دانند. انتخاب همسر این شهید چگونه انجام شد؟

مادر شهید نوروزی: مهدی در ازدواج بسیار سخت‌گیر بود. خواهرش همسرش را به او معرفی کرد و بعد از صحبت کردن متوجه شد که همسرش کسی است که می‌تواند با زندگی ساده و پر از سختی او سازگار باشد. مهدی مدام به دنبال فعالیت‌های سخت و در مسافرت بود و همسرش هم این را پذیرفت زیرا مهدی اخلاص عمل داشت، شجاع و سخاوتمند و امام حسینی(ع) و ولایتی بود.

خواهر شهید نوروزی: من معرف همسر ایشان بودم و در همان روز خواستگاری نخستین صحبت مهدی در مورد شهادت بود و اینکه راهی که ایشان پیش گرفته‌اند در نهایت به شهادت ختم می‌شود و کسی نباید مانع ایشان شود.

معیار همسر مهدی تنها ایمان بود و مال دنیا برای او ارزشی نداشت. همسر ایشان از نظر محل زندگی مشکلی نداشت و هنوز هم روی صحبت خود ایستاده است، گرچه برای او از دست دادن چنین همسری خیلی سخت است زیرا مهدی بسیار به خانواده توجه می‌کرد.

حجاب و ایمان مهم‌ترین معیار برای او بود و نسبت به پوشش حضرت فاطمه زهرا(س) خیلی اهمیت می‌دادند و سخت‌گیر بودند به طوری که روز خواستگاری عنوان کرد که با وجود اینکه مهمان حبیب خداست اما کسی که وارد منزل من می‌شود باید با پوشش حضرت فاطمه(س) وارد شود و همسر مهدی نیز از هر جهت با معیارهای او مطابقت داشت.

آخرین دیدار شما با مهدی به چه زمانی بر می‌گردد؟

مادر شهید نوروزی: به کربلا سفر کرده بودیم و مهدی نیز به عنوان مدافع حرم آنجا بود که در مسیر بازگشت ما ر‌ا تا مرز همراهی کرد و بعد از آن نگران اوضاع سامرا بود که خودش دیگر وارد خاک ایران نشد و مرا به برادرش سپرد. موقع خداحافظی حال بسیار عجیبی داشت انگار هر دو احساس می‌کردیم که آخرین دیدار است‌.

چند لحظه فقط او را نگاه کردم و با گریه روضه «جوانان بنی‌هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید...» را برایش زمزمه کردم. یک ماه بعد از آن خداحافظی خبر شهادتش را آوردند. هر چند امروز نزدیک به چهل روز است که مهدی را ندیده‌ام و بسیار برای من دردناک است اما با این وجود همه زندگی خودم را فدای رهبر و اسلام می‌کنم.

خواهر شهید نوروزی: مطمئن بودیم کار مهدی آخر به شهادت ختم می‌شود، خیلی وقت‌ها او را شهید زنده می‌خواندیم. مردم با شجاعتی که از او به یاد دارند مدام روضه حضرت ابوالفضل (ع) را برایش می‌خوانند چرا که مهدی متعلق به جهان اسلام است.

دل مادران همواره به شهادت فرزندان گواهی داده است. خبر شهادت مهدی را چگونه دریافت کردید؟

مادر شهید نوروزی: هنگامی که مهدی عازم سامرا بود یقین داشتم بر نمی‌گردد، با این وجود وقتی اشتیاق او برای این راه دیدم که برگشت و پشیمانی برای آن نیست با او موافقت کردم. گاهی تماس می‌گرفت و به من می‌گفت که اگر شما اذیت می‌شوید من بر می‌گردم اما من از او خواستم که اگر در آنجا به او احتیاج دارند بماند و به اسلام خدمت کند. هرچند برایم بسیار مشکل بود اما به رفتنش رضایت دادم و مهدی هم بسیار خوشحال بود و مدام تشکر می‌کرد.

با رضایت من او در سامرا ماندگار شد. اما من همیشه منتظر مهدی بودم. صبح روز شهادتش خواب او را دیدم و یک ساعت بعد از خواب من خبر شهادتش را آوردند. مهدی به هدف واقعی خود که اخلاص، عمل و یقین بود رسید.

هنگامی که فرزندتان تصمیم گرفت داوطلبانه برای دفاع از حرم ائمه اطهار(ع) به سامرا برود، چگونه او را راهی کردید؟

مادر شهید نوروزی: مهدی، جان خود را برای اسلام و دین فدا کرد و برای تمام فعالیت‌های خود رضایت من را جلب می‌کرد و بدون من آب نمی‌خورد. از من می‌خواست که بهترین نوع شهادت را برایش آرزو کنم، هر چند هیچ مادری برای فرزندش این آرزو را نمی‌کند اما من برایش آرزو کردم که در خون خود بغلطد و همانطور هم شد.

شهید نوروزی با داشتن فرزندی چند ماهه، خانواده خود را برای دفاع از حریم ائمه اطهار(ع) رها کرد. هدف این شهید در این راه چه بود؟

مادر شهید نوروزی: هدف او برایش کاملا مشخص و صحیح بود. با وجود اینکه برای من بسیار سخت بود اما چون می‌دانستم او شهادت را می‌خواهد من هم دوست داشتم به خواسته‌اش برسد زیرا آنچه که خداوند داده است امانتی در نزد من بود و چه بهتر که به این راه برود و مدام به دنبال گرفتن رضایت از من برای شهادت بود و من هم راضی به خوشحالی او بودم و هر روز از خدا می‌خواستم که شهادت را نصیبش کند.

بسیاری از اقوام می‌گفتند که مهدی خیلی از شهادت صحبت می‌کند و آخر جان خود را در این راه می‌گذارد. بالاخره در این راه به فیضی که خداوند وعده داده بود و خودش می‌خواست نائل آمد و شهادت نصیبش شد.

با توجه به اینکه فرمودید هدف اصلی ایشان شهادت بوده، حتما وصیت‌نامه هم داشته‌اند. در مورد وصیت نامه ایشان بگویید که بیشتر به چه مسائلی تاکید دارند؟

مادر شهید نوروزی: در تمام طول عمر به شهدا و راه آن‌ها بسیار توجه داشت و در وصیت‌نامه خود نیز ذکر کرده که ما مدیون شهدا و همیشه بدهکار آن‌ها هستیم.مهدی در وصیت‌نامه خود خواسته فرزندش راه او را ادامه دهد و بر سادگی، نماز، روزه، حجاب و عمل صحیح تاکید کرده است.

آنطور که از سخنان اطرافیان در مورد شهید مهدی نوروزی شنیده می‌شود همواره مدافع حریم ولایت بوده است.

مادر شهید نوروزی: بسیار به ولایت فقیه ارادت و اعتقاد داشت و عمرش به مقام معظم رهبری وابسته بود. مهدی مخلص، ملکوتی، مرد خدا و پیرو ولایت فقیه بود، به گونه‌ای که یقین دارم هنگامی که امام زمان(عج) ظهور کند مهدی بر می‌گردد و در رکاب ایشان هم شهید می‌شود.

همیشه می‌گفت که هر کس بخواهد کوچکترین اهانتی به مملکت، رهبر و انقلاب کند جان خود و خانواده‌ام را برای مقابله با او فدا می‌کنم. به ولایت فقیه بسیار معتقد بود و فرامین ایشان برایش خیلی اهمیت داشت.

این شهید در وصیت‌نامه خود بر ادامه راه شهدا تاکید کرده‌اند. اگر بخواهید بیشتر در این رابطه بگویید، راه شهدا را چگونه تبیین می‌کنید؟

مادر شهید نوروزی: من همیشه حامی مهدی بودم و او را برای دفاع از خون شهدا و اسلام تشویق می‌کردم و بسیاری از اطرافیان همیشه می‌گفتند که بالاخره بلایی سر او می‌آید، هرچند شهادت بلا نیست بلکه نعمت و برکتی از جانب خداوند است.

مهدی که سهل است اگر لازم باشد خودم با این وضعیت جسمانی و همه فرزندانم را برای مقابله با دشمنان اسلام آماده می‌کنم و قدرتی می‌گیرم و با تمام توان بر دهان آنها می‌کوبم. تروریست‌های داعش دروغگو و خدانشناسانی بیش نیستند.

ما سالیان طولانی است که با سلاح ایمان با مستکبران می‌جنگیم و به امید خداوند به‌زودی استکبار جهانی نابود می‌شوند و نبرد ما با آنها به پیروزی می‌انجامد و امیدوارم خداوند متعال ظهور امام زمان(عج) را نزدیک بفرمایند و مقام معظم رهبری را برای ما حفظ کند.

مردم ولایتمدار و قدرشناس کرمانشاه تشییع باشکوهی از مهدی انجام دادند. این حضور چه پیامی برای جهانیان دارد؟

مادر شهید نوروزی: دعای امام زمان(عج) شامل حال تمام مسلمانان و مردم کرمانشاه است و من هرچند در حدی نیستم اما هر روز به نیت مردم ایران به‌ویژه مردم کرمانشاه دو رکعت نماز می‌خوانم و خداوند و حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب را به دل شکسته حضرت زینب(س) قسم می‌دهم که جوابگوی این مردم باشند.

هر چند من مادر شهید هستم اما شهید تنها متعلق به من نیست بلکه متعلق به همه مردم است و زبان من برای تشکر از زحمات آن‌ها قاصر است و حضور آن‌ها نشان‌دهنده این است که اگرچه مهدی نیست اما مهدی‌های دیگری هستند که ادامه‌دهنده راه او باشند.

مادر شهید مهدی نوروزی چه توصیه‌ای برای جوانان این سرزمین دارد؟

مادر شهید نوروزی: جوانان با این هجمه فرهنگی باید آگاه باشند و کمتر به فضای مجازی و دستاوردهای اشتباه آمریکا که در باطن برای انحراف جوانان آمده توجه کنند و به اصل خود که قرآن و احکام اسلام است برگردند و تزکیه نفس را پیشه کنند و بدانند مهدی در راه قرآن و اسلام جان خود را فدا کرد و بر این اساس به هر طریقی راه او را ادامه دهند.

وقتی که تقوا و مساجد مورد توجه جوانان قرار گیرد همه برای مقابله با استکبار و ظلم عازم می‌شوند. همه اقشار جامعه حتی دانش‌آموزان باید گروه‌هایی را تشکیل دهند و هر کس پشت میز خود و با عمل و رفتارش ادامه دهنده راه مهدی باشند و نگذارند خون شهدا پایمال شود.

شهادت مهدی چه تاثیری بر رفتار و هدف دوستان و همرزمان شهید نوروزی داشته است؟

مادر شهید نوروزی: دوستان مهدی در نبود او بسیار احساس ناراحتی می‌کنند اما مشتاق هستند که راه او را ادامه دهند و برای اعزام به سامرا، مبارزه با کفر و دفاع از حرمین شرفین در تلاطم هستند.

اکنون که شهید نوروزی در کنار شما نیست، اگر به گذشته باز می‌گشتید باز هم به او اجازه رفتن می‌دادید؟

مادر شهید نوروزی: از خدا می‌خواهم که یک‌بار دیگر او را ببینم و تا عمر دارم از نبودش می‌سوزم اما هرگز از رضایت به شهادتش پشیمان نیستم زیرا مهدی همیشه تشنه شهادت بود و من هم آرزو می‌کردم به خواسته‌اش برسد و مانع او نمی‌شدم، چون می‌دانستم حضور او در سامرا ضروری است.

من همیشه شکرگذار خداوند بودم که چنین فرزند ولایتی، خالص و شجاعی را به من عطا کرده و این را نعمت بزرگی از طرف خداوند می‌دانستم و خود را لایق آن نمی‌دیدم. مهدی تحفه و نعمتی از جانب خداوند بود. بودن و رفتن مهدی برایم آبرو بود.

 شما به عنوان یکی از خیل عظیم مادران شهدا چه پیامی برای دشمنان و در رأس آنها استکبار جهانی دارید؟

مادر شهید نوروزی: مشخص است که استکبار نیز سرنوشتی همچون شیطان دارد و نابود می‌شود و هیچ کاری از دستش برنمی‌آید. هدف استکبار دنیا است و دنیا هم نابود شدنی و فانی است. پیروزی از آن اهل یقین، اخلاص و علم و عمل است و استکبار نیز همان‌گونه که تاکنون نتوانسته راهی پیش ببرد در آینده نیز نمی‌تواند کاری کند و به ذلت می‌افتد.

جوانان باید از خون ریخته شهدا دفاع کنند و همچنان که آن‌‌ها جان خود را بر کف دست گذاشته و به مقابله با استکبار برخاستند، الان نیز خون جوانان به جوش آید و جان خود را در این مسیر فدا کنند.

شعار عمل نمی‌شود و همانگونه که مهدی‌ها با لبیک «یا حسین(ع)» و لبیک «یا زهرا(س)» پیش رفتند جوانان نیز در عمل ایمان خود را ثابت کنند.

مادر شهید مهدی نوروزی چه صحبتی با فرزند خود دارد؟

مادر شهید نوروزی: می‌گویم خسته نباشی پسرم، شهادتت مبارک و بهشت برینی که خداوند وعده داده بود مبارکت باشد.

هیچگاه از رفتنش ناراضی و پشیمان نیستم اما در زمان حیات آنچنان نورانیت و برکاتی داشت که هر وقت او را می‌دیدم روحم شاد می‌شد. در هر شرایطی به دنبال آسایش و خوشحالی من بود و نمی‌توانست ناراحتی من را ببیند و همچون پدری که دختر بچه‌اش را نوازش می‌کند نسبت به من مهربان بود. به نظر من او به معنای واقعی مرد خدا بود. از خدا می‌خواهم من را در محضر ایشان روسیاه نکند.

مهدی جایگاه شهید را درک کرده و کورکورانه آن را انتخاب نکرده بود و همانگونه که می‌گویند جوینده یابنده است ایشان نیز به هدف والای خود رسید.

منبع: نسیم

/ 4 نظر / 31 بازدید
مهدی

خوشا آنان که با ایمان و اخلاص شهادت را پسندیدند و رفتند

وبلاگ جنگ نرم

سلام همسنگر عزیزم .خسته نباشید دلاور. همسنگر عزیزم از اینکه زحمت کشید ید و به وبلاگم تشریف آوردید نهایت تشکر را دارم امیدوارم همیشه موفق و موید باشید .ممنون

مولای من

سلام بروزیم... داستان دیوانه ای که عاقلان رابه گریه واداشت!!! منتظرحضورونظرمحترمتون هستم[گل]

http://fatemiyon94.blogfa.com/post/2 مدافعان حرم از تخیل تا واقعیت